نمی تونم ازبازی های کامپیوتری دل بکنم .یه دختره مثل سیریش بهم چسبیده.ازورزش خوشم نمیاد.صورتم پرجوش شده.ازدخترالجم می گیره.مادرم دقیقه به دقیقه سرم غرمی زنه. وای... عاشق دخترهمسایه شدم. ولی اون بهم توجه نمی کنه میگن ارومو قرارندارم پدرم به کارای من توجهی نمی کنه. چندبارسیگار کشیدم. بچه گنده های کلاس اذیتم می کنن.....
برچسب:
نویسنده: نازنین
تاريخ: يکشنبه
16 تير
1392 ساعت: 17:10